۱۳۹۱ فروردین ۲۳, چهارشنبه

دنيا پس از ١١ سپتامبر بخش دوم: "جهان متمدن" کجاست




بربريت محتوم نيست

جنگ تروريستها ميتواند آغاز يکى از خونبار ترين دوره هاى تاريخ معاصر باشد. تا همينجا نفس در سينه صدها ميليون انسان حبس شده است. اما اين دورنما محتوم نيست. صحنه به دو سوى اين جدال محدود نيست. يک نيروى سوم، يک غول خفته، وجود دارد که ميتواند ورق را برگرداند. اين دوره ميتواند، اگر اين غول بيدار شود، سر آغاز تحولات مثبت و تحقق آرمانهايى در جهان باشد که بشريت در دهه هاى آخر قرن بيستم ديگر از آن قطع اميد کرده بود. بوش و بلر و خامنه اى، آمريکا و ناتو و اسلام سياسى، نميدانند که واقعا يک بشريت متمدن، يک جهان متمدن، وجود دارد که ممکن است در اين ميان برخيزد و در مقابل جنگ تروريستها از خود دفاع کند. عليرغم همه اين تاريکى و وحشتى که در برابر ما مردم گرفته اند. قرن بيست و يکم ميتواند قرن بربريت کاپيتاليستى نباشد. اين روزهاى تعيين کننده اى است. 5
رسانه ها سيماى ايدئولوژيکى و معنوى واقعى جهان را منعکس نميکنند. روايت خود را ميگويند، روايت حاکم، روايت طبقه حاکم. روايتى که بدردشان ميخورد. ميليتاريسم، تروريسم، راسيسم، قوم پرستى، فناتيسم مذهبى و سودپرستى، در صدر اخبارند، اما در عمق ذهن اکثريت مردم دوران ما جاى محکمى ندارند. يک نگاه ساده به دنيا، نشان ميدهد که توده هاى وسيع مردم جهان از دولتها و رسانه ها چپ ترند، نوعدوست ترند، صلح دوست ترند، مساوات طلب ترند، آزاد ترند، آزاديخواه ترند. مردم در دو سوى اين کشمکش ننگين، تمايلى به سوارى دادن به سران بورژوازى ندارند. هيات حاکمه ششلول بند آمريکا فورا متوجه ميشود که عليرغم يکى از عظيم ترين جنايات تروريستى، عليرغم نمايش زنده و لحظه به لحظه از طپش افتادن يکباره قلب هزاران انسان، عليرغم ماتم و خشمى که به هرکس که وجدانش را به منفعتى نفروخته باشد دست ميدهد، باز همين جامعه غربى، همين مردم هرروز مغز شويى شده، همين ها که از بام تا شام با راسيسم و بيگانه گريزى طبقه حاکمه "آموزش" ميبينند، خواهان احتياط، انصاف، عدالت و عکس العمل سنجيده ميشوند. مردم خاورميانه که چه در دنياى کثيف درون جمجمه خامنه اى ها و خاتمى ها و ملامحمد عمر ها و شيوخ ريز و درشت جنبش اسلامى، و چه در استوديوهاى دولوکس سى ان ان و بى بى سى امت متعصب مسلمان و اعضاى "تمدن اسلامى" تصوير ميشوند، دوشادوش مردم آمريکا ماتم زده ميشوند و به اعتراض بلند ميشوند. فهميدن اينکه اکثريت مردم خاورميانه، از اسلام سياسى متنفرند، فهميدن اينکه بخش بسيار وسيعى از مردم اروپاى غربى و آمريکا از دست اجحافات دولت اسرائيل به تنگ آمده اند و با مردم محروم فلسطين سمپاتى حس ميکنند، فهميدن اينکه اکثريت اين مردم خواهان لغو تحريم اقتصادى عراقند و قادرند خود را جاى پدر و مادرهاى دلسوخته عراقى بگذارند که کودکانشان را بيدارويى بکام مرگ ميبرد، فهميدن اينکه اين توده وسيع مردم با شرف و با وجدان جهان در جنگ بوش و بن لادن، دوستان قديمى و رقباى امروزى، با هيچيک نيستند، هوش زيادى نميخواهد. اين بشريت متمدن زير آوار پروپاگاند و مغزشويى و ارعاب در غرب و شرق به سکوت کشيده شده، اما بروشنى ميشود ديد که اين مزخرفات را نپذيرفته است. اين يک نيروى عظيم است. ميتواند به ميدان بيايد. بخاطر آينده بشريت، بايد به ميدان بيايد.
6
تمام دشوارى کار اينجاست. به ميدان آوردن اين نيروى عظيم. در جنگ تروريستها خطوط نبرد تعريف شده است، صفوف تفکيک شده، منابع و نيروها بسيج شده اند، اين يک رويارويى نظامى و سياسى و ديپلوماتيک وسيع است، اما عليرغم همه ابهامات، چهارچوب فکرى و سياسى اين جنگ براى سردمداران هر دو اردوگاه روشن است. اما در ارودى ما، در اردوى بشريتى که بايد جلوى اين دورنماى هولناک بايستد، همه چيز مبهم است.
7
در اين شک نيست که صف مقاومت در برابر جنگ تروريستها هم اکنون در کشورهاى مختلف وسيعا شکل گرفته و فعال شده است. اما همانقدر که اسلاميست ها و آمريکا به يک تئورى و استراتژى روشن، به يک تبيين واحد و کارساز، نياز دارند، اين جنبش مردمى هم به يک پرچم فکرى و سياسى و يک سلسه اصول استراتژيکى کار ساز احتياج دارد. جنبشهاى سياسى مختلف، بويژه در جناح چپ، خواهند کوشيد به اين مقاومت خط بدهند و رهبرى آن را بدست بگيرند. سوال اينجاست که چه خطى به خود اين "چپ "حاکم است.
8
در بخش قبل گفتيم که در کنار عقابهاى هر دو قطب، ميليتاريستهاى آمريکا و فاشيستهاى اسلامى، دو روايت پيچيده تر و پخته تر و "محترمانه تر" نيز در دفاع از طرفين اين کشمکش وجود دارد. در کنار ميليتاريسم آمريکا کسانى هستند که فرمول جنگ مدنيت با تروريسم را جار ميزنند. در کنار آدمکشهاى جنش اسلامى، کسانى هستند که تروريسم اسلامى را با "ضد-اميرياليسم" ملى-مذهبى و جهان سومى رايج دهه هفتاد توجيه ميکنند. هيچيک از اين تبيين ها در جنبش مقاومت مردمى نفوذ جدى اى نخواهد يافت. احزاب و گروههاى راست مرکز در غرب و تتمه چپ سنتى دانشجويى-روشنفکرى دهه هاى قبل در غرب و شرق مشترى اصلى اين فرمولهاى رندانه تر در تبليغات جنگى دو طرف خواهند بود. آنچه که در سطح نظرى و سياسى ميتواند جنبش بالقوه مردم پيشرو جهان را به بيراهه بکشد، بنظر من موضع پاسيفيستى و تلاش عبث ليبرالى براى حفظ وضع موجود (صرف ممانعت از حمله آمريکا به افغانستان) و يا برگرداندن اوضاع به وضع موجود سابق (قبل از ١١ سپتامبر) است.
9
واقعه ١١ سپتامبر يک عمل جنون آميز بيمقدمه انسانهايى بريده از متن جامعه نبود. همچنانکه اقدام نظامى قريب الوقوع آمريکا چنين نيست. جهان قبل از ١١ سپتامبر در يک نقطه تعادل نبود، بلکه در يک سير تحول قهقرايى قرار داشت. معضلات اقتصادى و اجتماعى و سياسى مهمى در پس اين رويدادها قرار دارد. اين معضلات جهان را به اين سو سوق داده است. اين معضلات بايد پاسخ بگيرد. ١١ سپتامبر گوشه اى از پاسخ اسلام سياسى به اين وضع است. همچنانکه سر کار گذاشتن طالبان، تخريب بغداد، گرسنگى دادن مردم عراق، خفه کردن مردم فلسطين، بمباران بلگراد و اکنون "جنگ طولانى با تروريسم" گوشه اى از پاسخ سران سرمايه در آمريکا و اروپا به اين تضادهاست. جنبش مردمى در برابر چنين اوضاعى نميتواند يک جنبش دعوت به آرامش و "حمله به افغانستان ممنوع" باشد. آرامش و حفظ وضع موجود نه فقط عملى نيست، نه فقط تخيلى است، بلکه عادلانه نيست، آزاديخواهانه نيست، کارساز نيست. جنبش مقاومت مردمى در برابر جنگ تروريستها فقط ميتواند حول پاسخهاى اثباتى براى معضلات سياسى و اقتصادى گرهى عصر ما و حول يک موضع فعال نه براى حفظ وضع موجود، بلکه براى تغيير وضع موجود، سازمان يابد. ما در قبال تمام معضلاتى که با اين رويدادها به جلوى چشم آمده، مساله شمال و جنوب، مساله فلسطين، مساله عراق، مساله اسلام سياسى، مساله افغانستان و ايران، مساله ميليتاريسم و قدر قدرتى آمريکا و ناتو در نظم نوين جهانى، مساله راسيسم، مساله قلعه اروپا و غيره دستور کار مستقل و پاسخهاى مستقل خود را داشته ايم. اين بايد به دستور کار و پاسخهاى جنبش مقاومت مردمى در برابر جنگ تروريستها تبديل بشود. اين فرق ماست با آرامش طلبان و پاسيفيستهايى که شکافها و تضادها و بى ثباتى دنياى قبل از ١١ سپتامبر را نميبينند يا به آن بى تفاوتند. اگر ما قبل از همه اين ماجراها دستورى براى تغيير جهان داشته ايم، مبناى يک موضعگيرى اصولى در شرايط حاضر نيز بايد دنبال کردن همان دستور کار در اين شرايط جديد باشد. ما قصد نداريم افغانستان را زير دست باند آدمکش طالبان باقى بگذاريم، ما قصد نداريم زير حاکميت آمريکاى دست به موشک زندگى کنيم، ما قصد نداريم اسلام سياسى و حکومتهاى اسلامى را در خاورميانه تحمل کنيم، ما قصد نداريم به بى کشورى مردم فلسطين و سرکوب هرروزه شان رضايت بدهيم. ما تروريسم چه اسلامى و انتحارى و چه ارتشى و پاگونى نميخواستيم، ما اين فقر را در نيمى از جهان نميپذيريم، ما برج و بارو گرداگرد اروپا نميخواهيم، ما به راسيسم و قومپرستى گردن نميگذاريم. نه جنايت ١١ سپتامبر و نه مجاهدات قريب الوقوع ناتو در هندوکش نبايد از يک جنبش فعال براى تغيير جهان يک صف سليم النفس و آرامش طلب بى انتقاد و بى وظيفه بسازد.
10
جنبش "انساندوستانه" و صلح طلبانه پاسخ شرايط امروز نيست. اما نفوذ اين جنبش بويژه بر مردم عادى جامعه غربى، بدليل خشونت گريزى و نوعدوستى و همچنين محافظه کارى خودبخودى مردم، بسيار وسيع است. چنين موضعى دخالت آمريکا در افغانستان را محکوم ميکند، اما در قبال حاکميت طالبان از خود سلب مسئوليت ميکند. تحريک عليه مسلمانان و راسيسم را محکوم ميکند، اما دليلى براى اعمال فشار به اسرائيل و آمريکا به نفع مردم فلسطين نميبيند. اين موضع براى جک استرا در سفرش آرزوى موفقيت ميکند تا شايد اين قطب تروريسم اسلامى را آرام و رام کند، هرچند حاکميت اين گرگها بر مردم ايران را تحکيم ميکند، اين موضع از حقوق مدنى مردم مسلمان در کشورهاى غربى دفاع ميکند، اما براى رفع تشنج، انتقاد به حجاب اسلامى و بيحقوقى زنان در اسلامى و محيط اسلامى را مردود ميشمرد و مانع ميشود. اين موضع همه را به ترک صحنه و رها کردن اوضاع به همانصورت که قبلا بود فرا ميخواند. اگر اين جنبش بر ذهنيت و عمل مردم ناراضى غليه پيدا کند بشريت متمدن صحنه را براى تروريستهاى غربى و شرقى خالى خواهد گذاشت. اگر آينده اى بخواهد وجود داشته باشد، پيدايش يک خط مشى فعال، آزاديخواهانه و پيشرو در جلوى صف مردم است. اين کار کمونيستهاست. کمونيستهاى نوين، کمونيستهاى مارکس. اين کار ماست.در بخش بعد به رئوس اصلى يک خط مشى فعال در برابر جنگ تروريستها خواهم پرداخت. اما لازم است به اختصار به فورى ترين مساله اى که اين روزها مطرح است يعنى حمله قريب الوقوع آمريکا به افغانستان اشاره اى بکنم. ٩٩ درصد مردم جهان ميدانند و ميتوانند بروشنى توضيح بدهند که چرا حمله نظامى آمريکا به افغانستان و حتى دستگيرى و يا کشتن بن لادن، که هدف اعلام شده اين عمليات است و از نظر فنى بنظر بسيار نامحتمل ميرسد، نه فقط خطرات تروريسم اسلامى عليه آمريکا و انگلستان را کاهش نميدهد، بلکه ريسک عمليات بعدى را بشدت افزايش ميدهد. کاملا مشهود است که خود دولتهاى آمريکا و انگلستان به اين مساله واقفند. تبيين رسمى غرب از مساله در چهارچوب تبيين هاى هاليوودى و جيمزباندى اى قرار ميگيرد که ظاهرا اينها خوراندن آن به مردم را ساده تر و سريع تر ارزيابى ميکنند. ميليونر و يا گانگستر ديوانه اى در گوشه پرتى از جهان قصد نابودى مدنيت را دارد، صدام، ميلوسويچ، بن لادن، و قهرمانهاى آمريکايى براى نجات بشريت عازم ميشوند. اما تحليلهاى خودشان نشان ميدهد که اسلام سياسى و تروريسم اسلامى يک مقر مرکزى و يک فرماندهى واحد و يک سازمان هرمى ندارد، يک حرکت بين المللى متشکل از سلولها و سازمانها و شبکه ها و محافل دولتى است که در يک سلسله روابط رسمى و غير رسمى، بصورت يک جنبش زير زمينى، با ابتکارات وسيع در سطح محلى، بهم بافته شده است. ورود به افغانستان براى غرب شروع يک کمپين نظامى و سياسى وسيعتر است . دستگيرى يا قتل بن لادن تبعا اين نتيجه را دارد که در صحنه داخلى آمريکا از فوريت اقدامات نظامى بعدى کم کند و مصداقى براى "انتقام آمريکا" باشد که ميتواند فضاى داخلى آمريکا را تا حمله تروريستى بعدى اسلاميون، و فقط تا آنموقع، آرام کند. اما، اين قدم کوچکى در يک حرکت سياسى و نظامى وسيع تر در خاورميانه است که دامنه نهايى آن هنوز اعلام نشده است. در تحليل نهايى اين يک زورآزمايى با اسلام سياسى است. يعنى جنبش ارتجاعى اى که غرب خود در حاشيه جوامع خاورميانه پيدا کرد و براى مقابله با چپ در سرمايه دارى هاى نوظهور اين کشورها و فشار به بلوک شرق به جلوى صحنه کشيد. اين زورآزمايى ميتواند محدود بماند، اما بخصوص بدليل خصلت غير متمرکز و افراطى اسلام سياسى و تروريسم اسلامى، به احتمال قوى به يک تعيين تکليف بنيادى تر خواهد کشيد. اسلام سياسى بدون حمايت غرب در خاورميانه ماندنى نيست. تا همينجا بالاگرفتن نبرد سکولاريستها و اسلاميون در پاکستان و حال آمدن پيکر نيمه جان خاتميون در ايران و اوجگيرى مجدد کشمکش جناحها، حاکى از اين است که نبرد غرب با اسلام سياسى ميتواند چاشنى تغييرات جدى اى در تناسب قواى فراکسيونهاى بورژوايى در اين کشورها به زيان اسلاميون باشد. در قبال نفس حمله آمريکا به افغانستان چه ميتوان گفت. آيا "دستها از افغانستان کوتاه!" يک موضع اصولى و پيشروست؟ مردم افغانستان و اپوزيسيون آن جز اين بشما خواهند گفت. افق سقوط طالبان، يک باند آدمکش و دلال بزرگ مواد مخدر نيروهاى سياسى افغانستان را به تحرک خوشبيانه اى کشانده است. خواست سرنگونى طالبان يک خواست انسانى و پيشروست. نبايد اجازه داد مخالفت درست و اصولى با ميليتاريسم آمريکا به رها کردن افغانستان زير دست طالبان معنى شود. اين يکى از نمونه هاى زنده ناکافى بودن و نادرست بودن آرامش طلبى و دفاع از وضع موجود است. مردم افغانستان يک عمر منتظر روز سقوط طالبان بوده اند. واقعيت اينست که آمريکا براى رهايى افغانستان وارد اين کشور نميشود. اينها طالبان را سرکار آورده اند. اينبار ممکن است تضعيفش کنند، اما بطور دوفاکتو موجوديتش را بپذيرند. به مشرف قول داده اند حکومت بعدى افغانستان همچنان باب ميل پاکستان باشد. قرار است جانورانى را بردارند و از همان قماش کسان ديگرى را بگذارند. موضع اصولى شرکت دوشادوش اپوزيسيون پيشرو و مردم افغانستان براى سرنگونى طالبان در متن شرايط کنونى و برقرارى يک دولت منتخب مردم در اين کشور است. بايد اين را به غرب و آمريکا و سازمان ملل تحميل کرد. هرنوع حمله نيروهاى آمريکا و موئتلفين آن و به مردم غير نظامى افغانستان و تخريب شهرها و روستا ها و زيرساختها و وسائل مادى زندگى شان بايد محکوم بشود. هرنوع بند و بست ميان آمريکا و پاکستان و ايران و ساير دول براى حقنه کردن يک دارو دسته ديگر بر مردم افغانستان محکوم است. اما سرنگونى طالبان توسط ارتشهاى خارجى بخودى خود محکوم نيست. طالبان يک دولت مشروع در افغانستان نيست. بايد سرنگون بشود. مساله بر سر دولتى است که بجاى آن مينشيند و تضمين آزادى و امکان عملى دخالت مردم افغانستان در تعيين نظام سياسى اين کشور.
( ادامه دارد) 
منصور حکمت


دنيا پس از ١١ سپتامبر بخش اول: جنگ تروريستها



دو قطب ارتجاعى

جنايت تروريستى هولناک ١١ سپتامبر ٢٠٠١ عليه بشريت و کشتار هزاران نفر از مردم بيدفاع در آمريکا، جهان را در آستانه يکى از تاريک ترين و خونبار ترين دوره هاى تاريخ معاصر قرار داده است. آنچه هيات حاکمه آمريکا به آن جنگ جهانى عليه تروريسم اطلاق ميکند، در حقيقت ورود دنيا به فاز جديد و ويرانسازى در جنگ جهانى تروريستهاست. 
5 
در دو سوى اين کشمکش ضد بشرى، دو ارودى اصلى تروريسم بين المللى قرار گرفته اند که مهر خونين خود را به زندگى دو نسل از مردم جهان ما کوبيده اند. در يک قطب، عظيم ترين ماشين تروريسم دولتى و ارعاب و باج خورى بين المللى ايستاده است. متشکل از هيات حاکمه و دولت آمريکا، تنها نيرويى که سلاح اتمى عليه انسان بکار برده و صدها هزار مردم بيخبر و بيگناه هيروشيما و ناکازاکى را در ظرف چند ثانيه خاکستر کرده است، ميليونها نفر را در ويتنام بقتل رسانده و سرزمينشان را با بمباران شيميايى براى سالها سوزانده و بيمصرف کرده است. ناتو و ائتلافهاى دولتهاى غربى که از عراق تا يوگسلاوى خانه و مدرسه و بيمارستان مردم را بر سرشان خراب کرده اند و نان و داروى ميليونها کودک را گروگان گرفته اند. بورژوازى و دولت اسرائيل، که اشغال ميکند، تصرف ميکند، کشتار ميکند، محروم ميکند. اينها به اردوگاههاى آوارگان بمب و راکت ميزنند و به کودکان دهساله پناه گرفته در آغوش پدر و در صف مدرسه شليک ميکنند. از هيروشيما و ويتنام تا گرانادا و عراق، از ميدانهاى تيرباران در اندونزى و شيلى تا قتلگاههاى فلسطين، کارنامه و پرونده اين قطب جهانى تروريسم دولتى و قدر قدرتى امپرياليستى، عيان و غير قابل انکار جلوى چشم جهانيان است

۱۳۹۰ بهمن ۲, یکشنبه

سرود ای ایران با واژگان جدید


ﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺮﺯﺕ ﭼﻪ ﻫﺎ ﮐﺸﯿﺪ
ﭼﻪ ﺧﻮﻥ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﺖ ﭼﮑﯿﺪ
ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﺪ ﻣﻬﺮ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ
ﮐﯽ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ
ﺍﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﺗﻮ ﺁﺷﻨﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺮﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﮐﻤﯿﻦ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺣﺲ ﻭ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺧﻮﻥ ﻣﺎﺳﺖ
ﺑﺮ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﮐﻦ
ﺭﺍﻫﯽ ﻧﻮﯾﻦ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﮐﻦ
ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻧﻮ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﺒﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ
ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﮐﻦ ﺭﯾﺸﻪ ﻓﺮ ﺑﺮﺍﻥ
ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﺯ ﮔﻮﻫﺮ ﺍﺳﺖ
ﮐﯽ ﺩﺭ ﺗﻮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺳﺖ
ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﺒﯿﻦ
ﺧﺎﮐﺖ ﻣﺜﻞ ﺧﺎﮎ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺳﺖ
ﺗﺎ ﻋﯿﺶ ﻭ ﻧﻮﺵ ﻭ ﺳﻮﺭ ﺣﺎﮐﻤﺎﻥ ﺳﺮﺍﯼ ﺗﻮﺳﺖ
ﻓﻘﺮ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻭ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻏﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺳﺖ
ﺑﺮ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﮐﻦ
ﺭﺍﻫﯽ ﻧﻮﯾﻦ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﮐﻦ
ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻧﻮ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﺒﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ
ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﮐﻦ ﺭﯾﺸﻪ ﻓﺮ ﺑﺮﺍﻥ
ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺑﺮﻭﻥ ﮐﻨﻢ
ﺗﺎ ﮐﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﻮﻥ ﮐﻨﻢ
ﺗﺎ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻫﺴﺖ
ﺑﺮ ﮔﻮ ﺑﺎ ﻇﻠﻢ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﮐﻨﻢ
ﺗﺎ ﮔﺮﺩﺵ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﺳﺖ
ﺳﺮﻧﮕﻮﻧﯽ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻥ ﺷﻌﺎﺭ ﻣﺎﺳﺖ
ﺑﺮ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﮐﻦ
ﺭﺍﻫﯽ ﻧﻮﯾﻦ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﮐﻦ
ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻧﻮ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﺒﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ
ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﮐﻦ ﺭﯾﺸﻪ ﻓﺮ ﺑﺮﺍﻥ

۱۳۹۰ دی ۲۷, سه‌شنبه

آزادى، برابرى، حکومت کارگرى(منصور حکمت)





* بحران سياسى و اقتصادى عميقى که گريبان بورژوازى ايران را گرفته است نشانى از فروکش کردن ندارد.
* بساط سلطنت با انقلاب هر چند ناکام ٥٧ در هم پيچيده شد.
* امروز جمهورى اسلامى نيز به همان عاقبت نزديک ميشود.

3 
نه آريايى گرى آمريکايى شاه و نه خرافات اسلامى وقيل و قال پان اسلاميستى خمينى و شرکاء ونه نسل کشى و جنايات غيرقابل توصيف هر دو رژيم عليه بشريت و آزادى، هيچيک پاسخ اين بحران نبود و نميتوانست باشد ـ زيرا "مساله" و "بحران"، در نفس وجود اجتماعى بورژوازى و حاکميت اقتصادى و سياسى سرمايه نهفته است ـ انقلاب ٥٧ تنها عليه سلطنت نبود، همچنانکه خيزش انقلابى عظيم آتى نيز تنها برچيدن جمهورى اسلامى را در دستور نخواهد داشت ـ انقلاب ٥٧ استثناء نبود، بلکه نخستين جلوه قاعده اى بودکه از اين پس، تا در هم کوبيده شدن قطعى حکومت سرمايه و نظام سرمايه دارى در ايران، تاريخ ايران را شکل خواهد داد. بحران اقتصادى و بحرانهاى سياسى وحکومتى دائمى، حرکتهاى اعتراضى گسترده که تنها با دوره هاى کمابيش کوتاه عقب نشينى و رکود نسبى از يکديگر جدا ميشوند، خيزشهاى انقلابى با فواصل کم و کمتر، گشوده شدن و باز هم گشوده شدن مساله قدرت سياسى در سطح جامعه و در جريان همه اينها، قدرت گيرى روزافزون پرولتاريا و پيشروان کمونيست او، اين آن دورنماى واقعى است که بورژوازى در ايران بطور عينى با آن روبروست صرفنظر از اينکه اين يا آن دار و دسته دولتى رسمى اش بتواند چند روز، چند ماه و يا احيانا چند سال تعادل خودرا در راس ماشين دولتى حفظ کنند. 

مساله "خلاء قدرت" و نسخه "گذار به دموکراسي"(حمید تقوایی)


انترناسيونال ۳۸۹

يکي از مسائلي که از شروع موج انقلابات جارﯼ در كشورهاي منطقه به مرکز توجه و موضوع بحث و اظهار نظر مقامات دولتي و رسانه ها در سطح جهاني تبديل شده مساله "خلاء قدرت" است. اين مساله براي طبقه حاکم در کشورهاي در حال و يا در معرض انقلاب و از ديد دولتها و کل بورژوازﯼ جهاني يک معضل حياتي است که فورا بايد براي آن چاره جوئي شود. فرمول "انتقال منظم و تدريجي و مسالميت آميز به دموکراسي" که اين روزها ورد زبان مقامات آمريکايي و اروپائي است در واقع فرمولي براﯼ حل اين مساله است. در مصر و تونس از جانشينان ديکتاتورهاي فراري، که حتي بعنوان دولت موقت مردم به آنها رضايت نميدهند، و در ديگر کشورهاي در معرض انقلاب از خود ديکتاتورها ميخواهند هر چه زودتر روند "گذار منظم به دموکراسي" را در دستور بگذارند. کامرون نخست وزير بريتانيا در سفر اخيرش به کشورهاي خليج که رسانه ها هدف اصلي آن را "فراهم ساختن زمینه انتقال تدریجی قدرت از حکومت‌های موروثی منطقه خلیج به دولت‌های منتخب و نمایندگان مردم" اعلام کردند از اين "حکومتهاي موروثي" ميخواهد خود پيشقدم اين انتقال باشند. به گفته رسانه ها در اين سفر کامرون " تلویحا به حکومت‌های منطقه یادآور شد که تغییرات غیر قابل اجتناب است، اگر زمینه تغییرات را آماده نکنید، مردم تغییرات را تحمیل خواهند کرد."

گفتگو با حمید تقوائی ویژه بیستمین سالگرد تشکیل حزب


 انترناسیونال ضمیمه ۴۳۰
ویژه بیستمین سالگرد تشکیل حزب کمونیست کارگری ایران

انترناسیونال: بیست سال از تشکیل حزب و ۹ سال از درگذشت منصور حکمت گذشت. در طول این مصاحبه پای صحبت اعضای دفتر سیاسی نشستیم و به جوانبی از مواضع و فعالیتهای حزب پرداختیم. شما در فقدان منصور حکمت مسئولیت خطیر و حساس هدایت حزب را به عهده گرفته اید. در بیستمین سالگرد تشکیل حزب، روشن است که سئوالات زیادی از شما داریم اما این جا مایلیم به این سئوال مهم پاسخ دهید که نقش و جایگاه و تاثیر حزب کمونیست کارگری در صحنه سیاسی ایران، مخصوصا در این مقطع حساس سیاسی چیست؟
حمید تقوائی: برای پی بردن به نقش و جایگاه حزب میتوان لیست بالابلندی از فعالیتهای مبارزاتی و نظری حزب در عرصه های مختلف را برشمرد که شرح جامع و تفصیلی آن در این نوشته نمیگنجد.

مصاحبه با حمید تقوائی در مورد تبلیغات جنگی اخیر: راه خلاصی از خطر جنگ سرنگونی حکومت اسلامی است

عکسهای ماشین بوگاتی محمد رضا شاه پهلوی
عکسهای ماشین بوگاتی محمد رضا شاه پهلوی
عکسهای ماشین بوگاتی محمد رضا شاه پهلوی
عکسهای ماشین بوگاتی محمد رضا شاه پهلویانترناسیونال ٤٢٦

انترناسیونال: حمید تقوایی این روزها دوباره فضای جنگ و حمله نظامی به جمهوری اسلامی در اسرائیل و غرب داغ شده است. از جمله شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل از قریب الوقوع بودن حمله نظامی به ایران صحبت کرده است، اخبار زیادی از تلاش جدی نتانیاهو برای جلب نظر اعضای دولت و سران ارتش برای حمله به ایران است و مخصوصا با انتشار گزارش سازمان انرژی اتمی بین المللی که از تلاشهای جمهوری اسلامی برای ساختن سلاح اتمی صحبت کرده این بحثها بسیار جدی تر و داغ تر شده است. در مقابل سران جمهوری اسلامی هم تهدید به مقابله به مثل میکنند. در این رابطه نظر شما چیست؟ به نظر شما این فضای جنگی تا چه حد تبلیغاتی است و تا چه حد ممکن است به یک جنگ واقعی منجر بشود؟

این دنیای وارونه را باید تغییر داد.(حمید تقوایی)


انترناسیونال ۱۶۲

این حکم قطعنامه "جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان" در گردهمائی دو هزار نفره در پارک لاله تهران در روز جهانی کودک است. در این روز در سنندج نیز مراسم مشابهی با شرکت حدود چهار هزار نفر برگزار شد و گزارشات حاکی است مجموعا در حدود ۳۰ شهر دیگر در ایران روز کودک از جانب مردم معترض به بیحقوقی کودکان بزرگ داشته شده است. در بیانیه ها و قطعنامه های این مراسم ها بر مقدم بودن کودکان و حقوق آنان بر هر امر دیگر تاکید شده و خواستها و مطالبات انسانی و پیشروئی در دفاع از حقوق کودکان مطرح شده است. نفس اعلام این خواستها و مبارزه برای تحقق آنها و همچنین تعدد و تعداد نسبتا بالای شرکت کنندگان در این تجمعات نشاندهنده انسانگرائی و رادیکالیسم کم نظیر جنبش اعتراضی در جامعه ایران است. اما نکته مهمتر کیفرخواست ضد فقر و استثمار و ضد سرمایه داری است که در روز جهانی کودک با شفافیت و صراحت از جانب فعالین و مردم مدافع حقوق کودکان اعلام میشود.

شمی صلواتی: سرآغاز مرگ حکومت زوال

بنیاد گذاران جمهوری اسلامی و علمای اسلامی درطول بیش از سه ده در ایران زنان راباقوانین چند همسری و صیغه،حجاب اجباری، با جدا سازی زن و مرد، زن رابعنوان موجودی ضعیف مورد تحقیر قراردادند یعنی تمام مردم متمدن جهان که به برابری زن و مردم اعتقاد دارند مورد تحقیر و توهین قرار دادند.
با به دار آویختند یا کشتند و سنگ سار کردن انسانها،.با جنایت و ترور، با دخالت در زندگی حضوصی مردم تا جایی که می خواستند رنگ شورت و شلوار انسان را تعیین کنند. به ما نشان دادند که تا چه حد بی شرم و وقیعند. به این معنا در ریاکاری و دروغ / فساد و جنایت. تاراج و خیانت ماهر و استادند و خودداری نکرده اند. و برای مشروحیت هر خطا، راه شرعی برای آن یافتند.

امروز دیگه همه این تحقیر ها رو به زوال است. و امروز ما شاهد آنیم که طرفدار خود حکومت و آنانی که با افتخار در کنار لاجوردی عکس یاد گاری می گرفتند در مور اسلام به زشتی یاد می کنند و اعتراف می کنند که مسخ شده بودند. اعتراف می کنند که چگونه در برابر بت به سجده می رفتند..... اما امروز چی خود و چه غیر خود دیگه باوری به دین ندارند و می دانند که اسلام دین خرد و عقل نیست(جمهوری اسلامی هم حکومت منطق نیست).....اخبار دزدی و چیاول اموال/ اختلاسها/ بدبینها / پایه های این حکومت جانی را متزلزل کرده است و هر روز شاهد ریزش بیشتری از بدنه این حکومتیم. مردم ما و جامعه ما تبدیل به یک جامعه سکولار و لایک شده است. گرچه تا رسیدن به اینجا خاورانها ساخته شده و خیابانها به خون آغشته گشت. هر چند تا به اینجا رسیدن هزاران انسان در زندانها مورد زشتترین اهانت قرار گرفتند و شبانه به دار آویخت شدند.. اما این دست آور را باید پاس بداریم البته به بهای سرنگونی جمهوری اسلامی، به بهای دین زدائی در جامعه و در ساختار اجتماعی..... این ارزشها را به ارزان نیافتم و باید برای نگهداری این ارزشها حکومت مذهبی را سرنگون کنیم

ده ها هزار کودک را غیر مسئولانه به جنگ بردند و یا در میدانها مین رها ساختند،با ادامه جنگ در طول هشت سال و اعدامها در ملال عام تلاش کردند که احساسات انسانی را در جامعه جاور کنند. این حکومت در حال زوال است و ترس وحشتهای دست انداکارانش با توجه به فساد ها و اختلاسها و فرار بعضی از سران حکومت ثبات جمهوری اسلامی را برهم زده است و هر لحظه ممکن است از داخل فرو ریزد.. با ور کنید قبل از تصمیم گیری کشورهای اروپایی و امریکا این حکومت در زباله دان تاریخ است...
در این دنیای پر از دانش و علم بسوی دین رفتند، یک گناه است
هنرمند آنکس، که شمعی بیافروزد و آن حدیث کهنه را از ریشه بر اندازد. شمی صلواتی

دو آکسیون اعتراضی در حمایت از کارگران زندانی در ایران




kargaran-zendani-v8-
همبستگی با کارگران زندانی درایران
شنبه ۲۸ ژانویه ۲۰۱۲ از ساعت ۱۴.۰۰ الی ۱۷.۰۰
شنبه 4 فوریه ۲۰۱۲ از ساعت ۱۴.۰۰ الی ۱۷.۰۰
مکان:         مرکز شهر فرانکفورت - هاپت واخه
تماس: ۰۱۶۳۷۹۰۷۹۴۶
تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران  - فرانکفورت

مردم سنندج به تجمعات اعتراضی برای آزادی فعالین کارگری ادامه میدهند


روز دوشنبه 19 دیماه جمعیتی از مردم سنندج به همراه خانواده های شریف ساعد پناه و مظفر صالح نیا از ساعت ٩ تا ١ بعدازظهر در مقابل دادگاه سنندج تجمع كردند و خواهان آزادی بی قید و شرط كارگران زندانی شدند. قرار بود روز دوشنبه شریف و مظفر را به دادگاه بیاورند ولی این قرار را عملی نکردند و آنها را در زندان نگه داشتند. در ضمن طی تماسی از داخل زندان، شریف ساعدپناه اعلام كرد که او حاضر نیست هیچ وثیقه ای برای آزادی خود بپردازد٬ چرا كه او مرتكب هیچ جرمی نشده و خواهان آزادی بی قید و شرط خود شده است.

کارگران، مردم مبارز سنندج!
به تجمعات خود گسترش دهید. نباید گذاشت فعالین کارگری که به کارتن خوابی و فقر و محرومیت اعتراض میکنند در دستان مشتی جانی و آدمکش اسیر باشند. باید تجمعات را ادامه داد تا رژیم مجبور به آزادی عزیزان دستگیر شده بشود.شریف ساعدپناه بدون هیچ جرمی دستگیر شده است و "جرم" مظفر صالح نیا این است که به ارگانهای دولت اعتراض کرده که چرا برای کارگران کارتن خواب فکری نمیکنند. سرکوبگران باید بدانند که با دستگیری هر فعاال کارگری صدها نفر به تشکل های کارگری میپیوندند و توده هرچه وسیعتری در دفاع از آنها دست به اعتراض میزنند. تجارب ارزنده و گرانبهای شما در مقابل سرکوب گریهای رژیم و در دفاع از زندانیان سیاسی بر همگان روشن است. از تجارب حرکتهای گذشته استفاده کنید، تمام شهر را باخبر کنید و تجمعات مداوم و هرچه بزرگتری برپا دارید. صفوف رژیم شکننده است. میتوانیم با فشار خود عزیزانمان را از چنگ آنها رها کنیم و مانع دستگیری و اذیت و آزار فعالین کارگری و فعالین سیاسی شویم.

مظفر صالح نیا، شریف ساعد پناه و همه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شوند.

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران
19 دیماه 90
9 ژانویه 2012

امنیت ملی را چه کسانی به خطر می اندازند؟ مادران یا حاکمان؟



اقلیت حاکم بر ایران، روز به روز حلقه فشار و سرکوب را بر گروهها، سازمانها، احزاب، فعالان اجتماعی و حتا مردم عادی تنگتر و تنگتر کرده و دیکتاتوری و استبداد خود را به شکلی وحشیانه تر اعمال میکند.
در حالی که مردم حق نفس کشیدن ندارند و بسیاری از آزادی خواهان تنها به جرم حقطلبی؛ زندانی، مفقود، مجروح و کشته می شوند و خانوادههایشان حق هیچ گونه شکایت و پیگیری واقعی را ندارند.
در حالی که شکنجهگران و قاتلان، آزادانه به جنایتهای خود ادامه میدهند، زنان و مادرانی که برای رسیدن به حداقل حقوق انسانی و اجتماعی خود و یا برای دفاع از حقوق قانونی خود و فرزندانشان حاضر به سکوت نشده اند، بارها مورد آزار و تهدید قرار می گیرند؛ یا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، مورد محاکمه قرار گرفته و با اتهامات بي اساس و مجازات های سنگین در بیدادگاه ها مجرم قلمداد می شوند؛ هم اکنون نیز دو نفر از آنان در زندان به سر می برند.

نسان نودینیان: درسوگ کشتار 38 زحمتکش روستای "شرناخ" در کردستان ترکیه!



تصاویر اجساد 38 تن از کاسبکاران در دامنه کوه های برفی وسرد، با قلبهای سرد شده، بار دیگر جنایت و انسان کشی دولت و ارتش و نیروهای سرکوبگر فاشیستی در ترکیه را جلو چشم جهانیان گذاشت. این جنایت فاشیستی که توسط جنگنده های هوایی ترکیه انحام گرفته قلب ووجدان میلیونها بیننده اخبار در سایتها، فیس بوک و تی فاو را بدرد آورد. با اندوه عمیق گزارش و صحنه های اجساد این جوانان زحمتکش را دیدند و در سوک آنها همراه خانواده و مردم زحمتکش همدردی کردند.
جنگ و میلیتاریزم، اشغال و مانور نظامی، زدن و بمباران هر جنبنده ای، نا امنی محیط کار، ریزش تونل معادن، فقر و آوارگی در قلب کوه وبرف و شهرها و کشورها، وجود میلیونها کار ارزان کارگر خاموش فجایع و ستم مشتی از دولتها و سرمایه داران است که هر ساعت و هر دقیفه از زندگی بشریت را در چنگ استثمارگرشان گرفته اند.
کشتار کسبکاران روستای "شرناخ" اولین مورد نیست. هر روز کاسبکاران شهر و روستاهای مرزی در ایران، عراق و ترکیه با بمباران و عملیات نظامی ارتش و نیروهای سرکوب کشته و سر به نیست میشوند.
جنایت دولت و ارتش فاشیستی ترکیه اقدامی آگاهانه است. شونیسم و فاشیسم اسلامی در ایران، پان ترکیسم و پان عربیسم در ترکیه و عراق با سرکوب خونین بطور سیستماتیک و به بهانه های مختلف در مقابل خواست رفع ستم ملی ایستاده اند.
تامین و تضمین برخوردار شدن از یک زندکی انسانی و با استاندارد متساوی الحقوق شهروندان حق مسلم مردم در کردستان ترکیه است.
پناه بردن به عرق و هویت ملی در سایتها توسط احزاب قوم پرست و ناسیونالیست به بهانه کشتار 38تن از کاسبکاران روستای "شرناخ" افکار و تمایلاتی بسیار عقب مانده، مخرب، و مغایر با اصالت انسانی است.
نسان نودینیان

شمی صلواتی: در ستایش از گناه


نازنین/ دلبر جانان، بیا تا خود را به گناه آغشته سازیم از تابوه ها گذر کنیم و تن را به هم بیامیزیم!قوانین شرعی و خدائی را،که ریشیه جهالت هاست از بیخ و بن بر اندازیم.شیخ و امام مفت خور را به زباله دان تاریخ بیاندازیم.
دلبر جانان. که گاه با وسواس، گاه با ترس از عشق حذر داری، مطمئنم، روزی فرا خواهد رسید در دفتر خاطرات... خواهی نوشت که شاعری گمنام حدیث تازه ای از عشق داشت. و تو واژه ها را با سلیقه جدید صیقل خواهی داد و آن را بر در وردی ایوان خواهی کوبید و یا شاید بر دَر هر کوچه و برزن نشان خواهید کرد. که همه آزاد آزادند. و عشق را در گودالهای کور به سنگ نمی بندند و احساس را در چهار چوب قوانین به حصار نمی کشند. شمی صلواتی به مناسبت سال نو 2012 / 01/01

تا زمانی که سکينه اسير حکومت اسلامی است هر لحظه احتمال اعدام او هست. ابهامی در بين نيست!



.

sakine30
سکینه و وکیلش، هوتن کیان، باید فورا آزاد شوند
دو روز پس از آنکه مالک اژدر شریفی رئیس دادگستری رژیم در آذربایجان شرقی از احتمال اعدام سکینه صحبت کرده بود و بدلیل فشارهای بین المللی و انعکاس سریع این خبر در رسانه های بین المللی، صحبت خود را تصحیح کرد و گفت که حرفهایش درست منتقل نشده است. اما طبق خبري که به کميته بين المللي عليه سنگسار رسيده است، خبر احتمال اجرای حکم اعدام به خود سکینه در زندان نیز داده شده بود.
علیرغم روزهای تعطیل به مناسبت کریسمس و سال نو، خبر احتمال اجرای حکم اعدام سکینه در بسیاری از رسانه ها از جمله سی ان ان، بی بی سی، العربیه، اشپیگل، رسانه های ایتالیا و بسیاری از رسانه های دیگر منعکس شد و مقامات چند دولت از جمله دولت های آلمان و فرانسه به جمهوری اسلامی اعتراض کردند و خواهان آزادی سکینه شدند. در ایتالیا نیز با اقدامات همکاران کميته بين المللی عليه سنگسار، شهردار رم و فلورانس و برخی شهرهای ديگراعلام کردند که به ياری سکينه برميخيزند و رسانه های ايتاليا اين اعتراضات را وسيعا پوشش خبری دادند. اقدامات دیگری نیز در برخی کشورهای دیگر در دست بررسی است از جمله مسئولين حقوق بشر دولت برزيل با کميته بین المللی عليه سنگسار تماس گرفتند تا ضمن دریافت گزارشات بیشتر اقدامات اعتراضی خود علیه جمهوری اسلامی را بررسی کنند. مقامات جمهوری اسلامی متوجه شدند که سکینه فراموش نشده است و به قتل رساندن او همچنان هزینه سیاسی سنگینی برای حکومت اوباش اسلامی دارد.
طبق خبر دیگری هوتن کيان که به شش سال زندان محکوم شده است، اکنون در بخش متادونی ها زندانی است، امکان هيچ تماسي با بيرون از زندان ندارد و امکان تماس و ملاقات با خانواده اش را ندارد.هوتن را نباید تنها گذاشت.
آنچه مشخص است جمهوری اسلامی یک حکومت آدمکش است و تا زمانی که سکينه اسير اين حکومت است هر لحظه امکان قتل او وجود دارد و ثانیا، به کمک مردم دنیا میتوان سکینه و هوتن را از دست شکنجه گران و آدمکشان اسلامی نجات داد.

کمیته بین المللی علیه سنگسار از مردم شریف دنیا، همینطور از رسانه ها، دولتها و نهادهای مدافع حقوق انسان میخواهد که همچنان و به هر شکل که میتوانند جمهوری اسلامی را برای آزادی سکینه و هوتن تحت فشار قرار دهند.

کميته بين المللي عليه سنگسار
28 دسامبر 2011

جلو اخراج مهاجرین افغان از ایران بایستیم





جمهوری اسلامی در یک اقدام فاشیستی برای ۹۰۰ هزار مهاجر افغان ضرب الاجل سه ماهه ای برای ترک خاک ایران تعیین کرده است. مقامات جمهوری اسلامی اعلام کرده اند که به هر نفر از مهاجرین که داوطلبانه ایران را ترک کنند از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان ۱۵۰ دلار پرداخت میشود و تسهیلات لازم برای کوچ آنها به مرز افغانستان فراهم میشود.
مهاجرین افغان بخشی از جمعیت ایران هستند که بعضا دهها سال است در آنجا کار و زندگی کرده اند. دستمزد ارزانتر این مهاجرین در کنار بی حقوقی مطلق آنها در جامعه، وضعیت بسیار غیر انسانی را برای آنها ایجاد کرده است. سوء استفاده کارفرمایان و سرمایه داران از شرایط این مهاجرین برای سودآوری بیشتر و سرکوب سیستماتیک آنها توسط حکومت فاشیست اسلامی، زندگی توام با ترس و اضطراب و جریمه های سنگین بخاطر نداشتن اجازه کار و اقامت، عدم ثبت نام کودکان در مدارس و محرومیت از سایر تامینات اجتماعی و تحقیر هرروزه توسط مدیای حاکم، گوشه ای از شرایط غیر انسانی حاکم بر مهاجرین افغانی در ایران است. در صورت بازگشت به افغانستان نیز آینده ای مبهم، نا امن و تاریک تر در انتظار آنها خواهد بود. این اقدام جمهوری اسلامی و دفتر عالی کمیساریای امور پناهندگی سازمان ملل یک جنایت آشکار است و فقط با عملکرد فاشیست ها قابل مقایسه است. ناسیونالیسم ایرانی نیز در همنوایی با حکومت اسلامی در تحقیر و شانتاژ علیه این مردم شریک است.
مقامات و رسانه های کثیف حکومتی در تبلیغات فاشیستی خود میگویند با اخراج مهاجرین افغان از ایران به بخشی از معضل بیکاری پایان داده میشود. الصاق جرم و جنایت به مهاجرین محروم افغانی نیز بخش دیگری از تبلیغات کثیف حکومت اسلامی علیه آنها است. این بخشی از تلاش مذبوحانه رژیمی است که در حلقه محاصره خشم و نفرت مردم قرار گرفته است. این اقدامی علیه همه مردم است و باید با عکس العمل هر انسان شریف و مبارزی مواجه شود.
حزب کمونیست کارگری اقدام جنایتکارانه جمهوری اسلامی و دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگی را محکوم میکند، از حقوق برابر شهروندی مهاجرین افغان و همه ساکنین کشور صرفنظر از محل تولد آنها دفاع میکند و همه مردم را به مقابله با این رفتار ضدانسانی و تبلیغات فاشیستی علیه مهاجرین افغانی و دفاع قاطعانه از آنها فرامیخواند. برای پایان دادن به بیکاری و فقر، ناامنی و جرم و جنایت و کلیه مصائب اقتصادی و اجتماعی باید مردم ایران اعم از مهاجر و غیر مهاجر، متحدانه بپاخیزند و حکومت ننگین اسلامی را بزیر کشند.

مرگ بر جمهوری فاشیست اسلامی!
نه قومی، نه ملی، نه مذهبی، هویت انسانی!

اطلاعیه پایانی کنفرانس سالانه تشکیلات حزب كمونيست كارگرى در فرانکفورت


frankfort12
کنفرانس سالانه تشکیلات فرانکفورت روز شنبه 10 دسامبر 2011 با حضور اکثریت اعضا و محمد شکوهی دبیر کمیته آلمان در دانشگاه فرانکفورت برگزار شد.
کنفرانس با یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم آغاز شد. بعد از آن مجید صندوقداردبیر کمیته فرانکفورت کنفرانس را با خوش آمدگویی به اعضا و دبیر کمیته آلمان آغاز کرد.
سپس گزارش یک ساله فعالیتهای تشکیلات بصورت تصویری وکتبی به کنفرانس داده شد.
نوید محمدی مسئول مالی تشکیلات گزارش مالی یکساله خود را به کنفرانس داد و سپس
اعضای کمیته در رابطه با مسئولیتهای خود درعرصه های مختلف گزارشهای خود را به کنفرانس ارائه دادند.
در ادامه کنفرانس محمد شکوهی دبیر کمیته آلمان در رابطه با کار و فعالیتهای آتی تشکیلات فرانکفورت صحبت کرد و از فعالیتهای ارزنده و خوب تشکیلات فرانکفورت قدردانی کرد. کنفرانس سالانه ازمجید صندوقداردبیر کمیته به خاطر تلاشها و رهبری تشکیلات در یکسال گذشته قدردانی کرد.در ادامه کنفرانس وارد مبحث انتخابات شد رفقا:
نوید محمدی، شهناز مرتب، منیژه اتمامی، محمود قائدی، رویا بحرینی، سهیلا کیانی، مجید صندوقدار محمد امین کمانگر و سعید ویسی بعنوان اعضای کمیته انتخاب شدند.
اولین نشست کمیته محمود قائدی را به اتفاق آرا بعنوان دبیر کمیته و نوید محمدی را بعنوان مسئول مالی انتخاب کرد.

تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران- فرانکفورت

محمد امین کمانگر: رژیم اسلامی درمیدان آزادی کرمانشاه، باز هم جنایت آفرید!




سران و دست اندر کاران فاسد نظام اسلامی حاکم بر ایران، آزادی را در میدان آزادی در شهر کرمانشاه بدار آویختند. در روز سه شنبه این هفته در میدان آزادی کرمانشاه سه نفر را به نامهای ساسان بسامی 36 ساله، علیرضا احمدی 48 ساله و صادق اسکندری 33 ساله به جرم سرقط از بانک سپه زیر پل این میدان آویزان کردند و با حرکت دادنِ مینی بوس زیر پایشان با تکان دهنده ترین شیوه آنها را کشتند و جنازه به زنجیر کشیده آنان را به خانواده هایشان تحویل دادند. آری در این روز، سیاهی جان گرفت، ابر چرکین عدل اسلامی تمامی فضای میدان را سیاه پوش کرد و باتلاق بی رحمی هر سه نفر را بلعید. قاتلان هم در میان هیاهوی مطربان، فاتحان فصل شدند. آری فقط واژۀ فقر می تواند فقرا را اینچنین در هم بکوبد!

زندگی نامه مارکسیست و نظریه پردازکمونیست منصور حکمت

منصور حکمت، یک بیوگرافی مختصر
بیوگرافی سیاسی منصور حکمت دربرگیرنده بیست و پنج سال فعالیت پیگیر و خستگی ناپذیر است که طی این سالها منصور حکمت مهر غیر قابل انکار خود را بر نقشه سیاسی ایران و تاریخ متحول ایندوره گذاشته است. او با نوشته ها و سخنرانیهایش، با بحثهای تئوریک و جهت گیریهای سیاسیش، با بنیان گذاشتن حزب و سازماندهی دهها سازمان و نهاد مبارزاتی از همان ابتدای انقلاب پنجاه و هفت مانند ستاره ای روشن در آسمان پر تحول ایران می درخشد و ده سال بعد از مرگش ما هنوز به او مراجعه می کنیم و رهبران و فعالیتهایمان را با متر و قیاس او اندازه می گیریم. اگر او بود چکار می کرد سوالی است که تقریبا در هر تندپیچی و برای هر تصمیمی به ذهنمان خطور می کند و با هر پیروزی و شکستی چشمانمان پر آب می شود و می گوئیم کاشکی زنده بود و می دید و یا کاشکی زنده بود و ما را از این گذرگاه هم عبور می داد.

تاريخ شکست نخوردگان(منصور حکمت)


چند کلمه به ياد انقلاب ٥٧

ميگويند در سالهاى اخير يک روند "بازبينى" و "بازنگرى" در بين انقلابيون و چپگرايان اپوزيسيون ايران در جريان بوده است. نگاهى به نشريات متعددى که اين طيف بويژه در خارج کشور منتشر ميکند به وجود چيزى از اين دست صحه ميگذارد، هرچند در اينکه "بازبينى" کلمه مناسبى براى توصيف اين روند باشد جاى ترديد جدى هست. در خلوت، وقتى بيان حقيقت کسى را نميرنجاند، ميتوان اين روند را يک روند ندامت توصيف کرد. اما در انظار عموم، جايى که، بويژه اين روزها، نزاکت سياسى (Political Correctness)حکم ميراند، شايد کلمه "نو انديشى" معادل بهترى باشد. يکى از اولين قربانيان اين روند نو انديشى مقوله انقلاب و انقلابيگرى بطور کلى و انقلاب ٥٧ بطور اخص بوده است.

ده خواست فورى مردم!


10xast
حزب کمونيست کارگري بمنظور قدرت گيري هر چه بيشتر جنبش انقلابي مردم، تثبيت دستاوردهاي آن، و تسهيل پيشروي آن در جهت سرنگوني جمهوري اسلامي مفاد زير را بعنوان ده خواست فوري و حداقل مردم اعلام ميدارد:
١- بازداشت و محاکمه علني آمرين و عاملين کشتارهاي اخير و کليه جنايات جمهوري اسلامي در سي سال گذشته
٢- آزادي زندانيان سياسي
٣- لغو مجازات اعدام
٤- لغو حجاب اجباري و جداسازي جنسيتي
٥- لغو کليه قوانين ضد زن و تبعيض آميز عليه زنان. برابري کامل حقوق زن و مرد
٦- جدائي کامل مذهب از دولت، از سيستم قضائي، و از آموزش و پرورش. آزادي کامل مذهب و بي مذهبي بعنوان عقيده و امر خصوصي افراد
٧- آزادي بي قيد و شرط عقيده، بيان، اجتماعات، مطبوعات، تظاهرات، اعتصاب، تشکل و تحزب
٨- برسميت شناسي حقوق مساوي براي همه شهروندان ايران مستقل از مذهب، زبان، و يا قوميت و مليت
٩- محاکمه آيت الله ها و مقامات حکومتي و ايادي آنان بجرم غارت و چپاول اموال مردم و باز پس گرفتن اموال غارت شده از آنان
١٠- تامين و تضمين يک زندگي مرفه و منطبق بر آخرين استانداردها و امکانات در پيشرفته ترين جوامع براي همه شهروندان. افزايش فوري حداقل دستمزد و حقوق به يک ميليون تومان
اين فرمان جنبش آزاديخواهانه مردم است. اينها خواستهاي حداقل و فوري مردمي است كه در صفوف ميليوني به خيابان آمده اند و شعار مرگ بر جمهوري اسلامي سر داده اند. اين حداقل شرايطي است كه هركس كه داعيه همگامي با اعتراضات مردم را دارد بايد از آن دفاع كند.
مردم ايران براي تحقق اين خواستها و سرنگوني جمهوري اسلامي با قدرت به مبارزه خود ادامه خواهند داد.
حزب كمونيست كارگري ايران
٥ تيرماه ١٣٨٨ ، ٢٦ ژوئن ٢٠٠٩

مانیفست انقلاب ایران، ویدئو، متن کتبی فارسی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، اسپانیائی، ترکی، عربی، سوئدی




انقلابی که از خرداد ۸۸ آغاز شد فوران خشم فروخورده مردم علیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی است. این انقلابی برای خلاصی از نظامی فاسد و درهم شکستن ماشین کشتار و چپاول و جهل و دروغ است که سی سال زندگی مردم را به تباهی کشانده است. این انقلاب تا بزیر کشیدن کل حکومت اسلامی و درهم کوبیدن سراپای نظام ضد انسانی حاکم از پای نخواهد نشست.
اما این انقلاب فقط برای رهائی مردم ایران از بختک اسلامی نیست. یا حتی صرفا مایه امید و الهام مردم مناطق اسلام زده نیست. این انقلاب از دل مردم جهان سخن میگوید. در اساس، این انقلابی علیه دوره تاریکی است که با تهاجم "راست جدید" و "نظم نوین جهانی"، با "یازده سپتامبر" و عروج اسلام سیاسی، با اعلام "جنگ علیه ترور" و آتش زدن دنیا در "جنگ تروریستها" شناخته میشود. دوره ای که با مسخ انسان در مذهب و قومیت و ملیت، با تعریف رابطه با همنوع بر پایه "جنگ تمدنها"، با انکار حقوق جهانشمول انسان تحت لوای "نسبیت فرهنگی"، در واقع یک قرون وسطای "پسامدرنی" را به بشریت تحمیل کرده است. انقلاب ایران صدای "قطب سوم" علیه این قهقرای بورژوازی عصر ماست. صدایی که "آزادی، برابری، هویت انسانی" را فریاد میزند. از همین روست که برای این انقلاب در هر گوشه جهان ترانه ساختند. و "ندا" قهرمان محبوب مردم جهان شد.

قرائت مانیفست انقلاب ایران، مصطفی صابر-مدت ویدئو ۱۳ دقیقه
انقلاب ایران قبل از هر چیز ضد حکومت مذهبی و اسلامی است. عمیقا سکولار و علیه حاکمیت جهل و خرافه و آخوند است. از این لحاظ وظایف نیمه کاره یا فراموش شده انقلاب کبیر فرانسه را بنحو رادیکال پی میگیرد. با پیروزی این انقلاب، مذهب نه فقط از دولت و آموزش و پرورش کاملا جدا میشود، بلکه هر امتیاز، قانون و سنتیکه به دستگاه مذهب اجازه دخالت در زندگی اجتماعی دهد نیز لغو میگردد. مذهب تماما به حیطه انتخاب داوطلبانه و عقیده شخصی افراد بزرگسال رانده میشود. مذهب رسمی الغاء میگردد و دست مذهب از جامعه و شئونات اجتماعی کاملا قطع میشود. بدین ترتیب برای اولین بار آزادی مذهب و لامذهبی بطور واقعی برقرار میشود. انقلاب ایران فی الحال مماشات دول اروپا و غرب با اسلام سیاسی و عقبگرد بیشرمانه از سکولاریسم را عملا زیر نقد کوبنده ای گرفته است. انقلاب ضد مذهبی در ایران آغاز "رنسانس نوین" در تاریخ بشر است.